در سالهای اخیر، نام ابوالقاسم صلواتی به عنوان یکی از شناختهشدهترین قضات جمهوری اسلامی ایران مطرح شده است. او به دلیل صدور احکام سنگین علیه معترضان، فعالان سیاسی، روزنامهنگاران، اقلیتهای مذهبی و بسیاری دیگر، لقب "قاضی مرگ" را گرفته است. در حالی که بسیاری از احکام صادر شده توسط او با واکنشهای گسترده داخلی و بینالمللی مواجه شدهاند، همچنان از سوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی مورد حمایت قرار دارد.
مسیر قدرت: از بسیج تا قضاوت در دادگاه انقلاب
ابوالقاسم صلواتی متولد تویسرکان، استان همدان است. اطلاعات دقیقی از تحصیلات او در دست نیست، اما برخی منابع ادعا میکنند که او حتی مدرک حقوق ندارد. او از اعضای سپاه پاسداران در جنگ ایران و عراق بوده و پس از پایان جنگ به عنوان معاون دادستانی سنندج منصوب شد. طی سالها، با وفاداری به حکومت و صدور احکام شدید، به یکی از چهرههای کلیدی قوه قضاییه تبدیل شد.
در سال ۱۳۸۲، صلواتی توسط سعید مرتضوی، دادستان وقت تهران، به ریاست شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب منصوب شد، سمتی که تاکنون در اختیار دارد. این دادگاه به عنوان یکی از سختگیرترین شعب دادگاه انقلاب شناخته میشود و عمدتاً پروندههای حساس سیاسی و امنیتی به آن سپرده میشوند.
محاکمات بحثبرانگیز و احکام سنگین قاضی صلواتی
۱. جنبش سبز (۱۳۸۸) و آغاز شهرت صلواتی اولین باری که صلواتی به شهرت عمومی رسید، در جریان اعتراضات پس از انتخابات ریاستجمهوری ۱۳۸۸ بود. او در دادگاههای گروهی که از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش میشد، نقش قاضی را ایفا میکرد.
او در این دوره آرش رحمانیپور و محمدرضا علیزمانی را به اعدام محکوم کرد. این دو نفر، پیش از آغاز اعتراضات بازداشت شده بودند، اما با احکام نمایشی به عنوان عوامل اعتراضات معرفی و اعدام شدند.
۲. صدور احکام مرگبار در جنبش زن، زندگی، آزادی (۱۴۰۱) صلواتی یکی از قضاتی بود که در سرکوب اعتراضات زن، زندگی، آزادی نقش کلیدی ایفا کرد. احکام اعدام محسن شکاری، محمد قبادلو، سامان سی و محمد بروغنی که همگی در جریان این اعتراضات بازداشت شده بودند، توسط او صادر شد.
محسن شکاری، جوان ۲۲ سالهای که در شهریور ۱۴۰۱ بازداشت شد، تنها ۷۵ روز بعد از دستگیری به دار آویخته شد. حکم او در حالی اجرا شد که شواهد نشان میداد اعترافاتش تحت فشار گرفته شده بود.
۳. پروندههای بینالمللی و گروگانگیری دولتی صلواتی همچنین در صدور احکام سنگین برای دوتابعیتیها و شهروندان خارجی که توسط جمهوری اسلامی به عنوان ابزار معامله سیاسی استفاده میشدند، نقش داشت.
از جمله پروندههای مطرح میتوان به احمدرضا جلالی (پژوهشگر ایرانی-سوئدی محکوم به اعدام) و جمشید شارمهد (فعال سیاسی ایرانی-آلمانی که در خارج از ایران ربوده و به مرگ محکوم شد) اشاره کرد.
فساد مالی و اخلاقی قاضی صلواتی
در کنار سوابق قضایی بحثبرانگیز، گزارشهایی درباره فساد مالی و اخلاقی قاضی صلواتی منتشر شده است. گفته میشود که او در پروندههای بزرگ اقتصادی مانند پرونده بابک زنجانی از متهمان باجگیری کرده و برای تغییر روند دادگاهها رشوههای کلان دریافت کرده است.
همچنین گزارشهایی مبنی بر ارتباطات خارج از عرف او با خانواده متهمان منتشر شده است که نشاندهنده فساد اخلاقی اوست. برخی منابع از باجخواهی برای رفع ممنوعالخروجی متهمان اقتصادی خبر دادهاند.
تحریمهای بینالمللی و واکنشها
به دلیل نقض گسترده حقوق بشر، اتحادیه اروپا در سال ۱۳۹۰ و وزارت خزانهداری آمریکا در سال ۱۳۹۸ صلواتی را تحریم کردند. این تحریمها شامل مسدودسازی داراییها و ممنوعیت سفر به این کشورها بود.
با این وجود، دستگاه قضایی جمهوری اسلامی همچنان از او حمایت کرده و در جلسات داخلی از عملکردش تقدیر کرده است.
ترس از سرنوشت محتوم؟
در حالی که بسیاری از قربانیان احکام صلواتی جان خود را از دست دادهاند یا سالهای طولانی را در زندان گذراندهاند، این روزها نشانههایی از اضطراب و ترس در چهره قاضی مرگ دیده میشود. او اخیراً در مراسم خاکسپاری دو قاضی دیگر، در محاصره بادیگاردهای شخصی خود ظاهر شد؛ تصویری که بسیاری آن را نشانه وحشت او از انتقام مردم تعبیر کردند.
ابوالقاسم صلواتی نهتنها یکی از نمادهای بیعدالتی و سرکوب قضایی در ایران است، بلکه نمونهای از قضاتی است که در سایه سرکوب و فساد حکومتی رشد کردهاند. تاریخ نشان داده که سرنوشت چنین چهرههایی، هرگز از چرخش عدالت در امان نخواهد ماند.